سرزمین سرد
سرزمین سرد محل حضور خداوند است در زندگی انسان

ارنست همینگوی فردریش نیچه خاموشی بموقع مکث کنید تنهایی عبور از طوفان لبخند آدم های خوب آناتول فرانس شعری از سهراب سپهری با اجازه خدا شکستن روزه پند حافظ درخت - ایرج جنتی عطایی روزی از روزها چرچیل بنجامین فرانکلین حال ما


تنهایی




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393

عبور از طوفان




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393

لبخند




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393

آدم های خوب

 دوستی که همیشه موقع دست دادن برای خداحافظی توی اون لحظه‌ی قبل از رها کردن دست، با نوک انگشت‌هاش به دست‌هات یک فشار کوچیک می‌ده... چیزی شبیه یک بوسه مثلا...

راننده تاکسی‌ای که حتی اگه در ماشینش رو محکم ببندی بلند می‌گه: روز خوبی داشته باشی!

آدم‌هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشم شون می‌شی، دستپاچه رو بر نمی‌گردونن، لبخند می‌زنن و هنوز نگاهت می‌کنن...

آدم‌هایی که حواسشون به بچه‌های خسته‌ی توی مترو هست، بهشون جا می‌دن و گاهی بغلشون می‌کنن...

اون‌هایی که دستی رو که برای تراکت دادن جلوشون دراز شد، رد نمی‌کنن، هر چی باشه با لبخند می‌گیرن و یادشون نمیره که همیشه چند متر جلوتر سطلی هست، سطل هم نبود کاغذ رو می‌شه تا کرد و گذاشت توی کیف.

دوست‌هایی که بدون مناسبت کادو می‌خرن، مثلا می‌گن این شال پشت ویترین بود انگار مال تو بود. یا گاهی دفتر یادداشتی...

آدم‌هایی که از سر چهارراه نرگس نوبرانه می‌خرن و با گل میرن خونه.

آدم‌های اس‌ام‌اس‌های آخر شب... که یادشون نمیره گاهی قبل از خواب به دوستانشون یادآوری کنن که چه عزیزند...

آدم‌های اس‌ام‌اس‌های پرمهر و بی‌بهانه، حتی اگر با اون‌ها بدخلقی و بی‌حوصلگی کرده باشی...

آدم‌هایی که هر چند وقت یکبار ایمیل پرمحبتی می‌زنن که مثلا تو را می‌خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین، جوابی برات می‌نویسن که یعنی در کنارت هستم؛ کسانی که غم هیچ کس رو تاب نمیارن...

آدم‌هایی که حواسشون به گربه‌هاست، به پرنده‌ها، درخت‌ها و موجودات دیگه هم هست...

آدم‌هایی که اگه توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشون رو با لبخند تعارف می‌کنن که غریبگی نکنی.

آدم‌هایی که خنده رو از دنیا دریغ نمی‌کنن... توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می‌زنن و روی جدول لی‌لی می‌کنن.

همین ها هستند که باعث می شوند دنیا جای بهتری برای زندگی باشد.

 




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : یک شنبه 19 مرداد 1393

آناتول فرانس

اگر ۵۰ میلیون نفر به یک چیز احمقانه اعتقاد داشته باشند ،
آن چیز همچنان احمقانه است ...

 




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : سه شنبه 7 مرداد 1393

شعری از سهراب سپهری

زندگی با همه وسعت خویش
محفل ساکت، غم خوردن نیست
حاصلش تن به قضا دادن و افسردن نیست
اضطراب وهوس دیدن و نادیدن نیست
زندگی خوردن و خوابیدن نیست
زندگی جنبش و جاری شدن است
زندگی کوشش و راهی شدن است
از تماشاگه آغازحیات تا به جایی که خدا می داند
زندگی چون گل سرخی است پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطیف
یادمان باشد اگر گل چیدیم
عطر و برگ و گل و خار،همه ی همسایه ی دیوار به دیوار همند

 

 




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : سه شنبه 7 مرداد 1393

با اجازه خدا

اجازه خدا...

میشه ورقه ام رو بدم؟

میدونم وقت امتحان هنوز تموم نشده!

ولی من......

....من دیگه خسته شدم.

 

 




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : پنج شنبه 2 مرداد 1393

شکستن روزه

ظهر یکی از روزهای ماه رمضان منصور حلاج از کنار خرابه ای که جزامی ها سکونت داشتند میگذشت، جزامی‌ها داشتند ناهار می‌خوردند. ناهار که چه؟
ته مانده‌ی غذاهای دیگران و چند تکه نان…

یکی از آنها تا حلاج را دید گفت:
-بفرمایید
-مزاحم نیستم؟
-نه بفرمایید.
چون حلاج پای سفره نشست یکی از جزامی‌ها پرسید:
-تو از ما نمی ترسی ؟ دیگران حتی از کنار ما رد نمی شوند!
-آنان روزه هستند.
-پس تو که این همه عارفی و خدا پرستی چرا روزه نیستی؟
-امروز روزه نیستم.
حلاج دست به غذا برد و چند لقمه خورد تشکر کرد و رفت.

موقع افطار منصور گفت: خدایا روزه مرا قبول کن.
یکی از یاران گفت: ولی ما تو را دیدیم که داشتی با جزامی‌ها ناهار میخوردی.
حلاج در جوابش گفت: روزه‌ی من برای خداست، ما روزه شکستیم و دلی را نشکستیم

 

 




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : چهار شنبه 1 مرداد 1393

پند حافظ

اين چه شوري است كه در دور قمر مي بينم 

            همـه آفاق پر از فتنـه و شـــر مي بينم

 

هر كسي روز بهي مي طلبد از ايام                      

علت آنـست كه هـر روز بتـر مي بينم

 

ابلهان را همه شربت ز گلاب و قند است               

قوت دانا همـه از خـون جـگر مي بينم

 

اسب تازي شده مجروح به زير پالان                    

طوق زرين همه برگــردن خر مي بينم

 

دختران را همه در جنگ و جدل با مادر                 

پسران را همه بدخــواه پــدر مي بينم

 

هيچ رحمي نه برادر به برادر دارد                      

هيچ شـفقت نه پدر را بـه پسرمي بينم

 

پند حافظ بشنو خواجه برو نيكي كن                      

كه من اين پند به ازگنج و گهر مي بينم




نویسنده : مهران قیصری تاریخ : چهار شنبه 1 مرداد 1393


.:: This Template By : Theme-Designer.Com ::.


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به سرزمین سرد مي باشد.